آمار

کاربر : (0)
مهمان : (6)
ربات ها : (0)
در کل : 6 نفر آنلاین
بازدید امروز: 151
بازدید دیروز: 526 [+49.01 %]
بازدید سالانه:49906
بازدید کل:1389230
بیشترین بازدید:8746 در 1394.06.11

+0  
مطالب: 368
+0  
نظرات: 45
+0  
کاربران: 269

مدیران کل: 8
مدیران سایت: 0
اعضای ویژه: 0
انتظار تایید: 0
کاربران: 261

آمار کاربران:
امروز: 0
دیروز: 0
این هفته: 0
این ماه: 4

روبینشتاین - سالهای پس از اوج

توسط: mashatan در 2-03-1396, 13:34
  • Like
  • 0
 

گردآوری: رضا مشاطان

 

 

دلیل گردآوری این متن، علاقه شخصی ام به شخصیت و سبک بازی یکی از بزرگترین مغزهای تاریخ شطرنج[1]بود و نه لزوماً نوشتن یک مقاله تماماً شطرنجی. زندگینامه معمول او در سایتهای شطرنجی موجود است. در بسیاری از متون از وی به عنوان بهترین شطرنجباز جهان در سالهای پیش از جنگ جهانی اول نام برده شده که بنا بر دلایلی موفق به کسب این عنوان نشد. عدم موفقیت کامل (کسب عنوان قهرمانی جهان!!) او را به مسائل روانی نسبت داده اند.

چیزی که به عنوان میراث او در شطرنج باقی مانده شامل پیاده سازی عملی ایده های اشتاینتیتز و بررسی عمیق وضعیت های استراتژیک ناشی از شروع بازی ها تا مرحله وسط و آخر بازی هستند. از اون نقل شده که:"60 روز در سال در تورنمنت ها بازی میکنم، 5 روز استراحت می کنم و 300 روز روی بازی هایم کار میکنم"

از نظر تأثیر او در شروع بازی نقل قول بوریس گلفاند کافی است:" بیشتر شروع بازی های مدرن بر پایه روبینشتاین بنا شده". تکنیک وسط بازی او و بخصوص استفاده از نقاط ضعف پوزیسیونی حریف بسیار آموزنده است. به یاد دارم که واسیوکف در مصاحبه ای در کشور خودمان، بررسی بازی های او را موجب پیشرفت هر شطرنجبازی دانست. در آخر بازی مقام شامخی داشت. تکنیک برد در برخی آخر بازی های شناخته شده امروزی، از بازیهای او وام گرفته شده. برای مثال اشپلمان پس از شکست در آخر بازی رخ مقابل او (St. Petersburg 1909) بررسی این آخر بازی بسیار مشکل را به همه شطرنجبازان توصیه کرد.

شخصیت درون گرا و منزویش باعث بوجود آمدن داستانهای کم و البته عجیب و غریبی حول او شده است که بعضی از آنها در نوع خود جالب است:

دور آخر تورنمنت کارلسباد 1907، روبینشتاین تنها به یک مساوی برای عنوان قهرمانی این تورنمنت معتبر نیاز داشت. حریف او هاینریش ولف شطرنجباز اتریشی بود. پانزده حرکت از شاخه روبینشتاین! در دفاع فرانسه گذشته بود که ولف پیشنهاد تساوی داد و روبینشتاین رد کرد. 16 حرکت بعد بازی با تکرار حرکت به تساوی رسید، درحالیکه سیاه در حرکت 24 با Rh5!می توانست به وضعیت بسیار بهتری دست یابد. بعد از بازی تماشاگران از او سوال کردند:

 

چرا حرکت برنده را انجام نداده؟

وی پاسخ داد که حرکت مذکور را دیده است ولی تنها به تساوی احتیاج داشته

آنها پرسیدند که چرا پیشنهاد تساوی ولف در حرکت 15 را رد کرده است؟

و او دوباره پاسخ داد :"با ولف، زمانی مساوی کردم که من میخواستم نه زمانی که او میخواست"

 

یا

 

از Soultanbéieff نقل شده: روزی از او پرسیدم چرا در زمان تفکر حریف سر میز نمی نشینی تا منتظر پاسخ حریفت باشی؟ و او پاسخی داد که مرا شگفت زده کرد: "بخاطر اینکه مزاحم حریفم نشوم. بعضی بازیکنان در هنگام تفکر راحت نیستند که کسی به آنها نگاه کند"

 

یا

  

در جای دیگر بنت لارسن ذکر کرده که: روبینشتاین مکان های عمومی رو دوست نداشت. به همین دلیل او در آخرین تورنمنت های خود دیرتر سر بازی حاضر می شد و سریعتر بازی می کرد. که این دلیل قانون تأخیر یک ساعت است که ما امروز داریم.

 

با این همه، چیزی که بیشتر بدنبالش بودم پیگیری وضعیت او در سالهای پایانی زندگیش بود. ادوارد وینتر نقل قول های جالبی در زمینه روبینشتاین دارد...

 

از قول جان نان می نویسد: اخیراً یک کپی قبل از چاپ از کتاب "شاه سفید و وزیر قرمز" نوشتهDaniel Johnson دریافت کردم. در صفحه 11 آمده بود که "هوشیاری روبینشتاین، فرد همیشه متزلزل! به تدریج از بین رفت و او سی سال اخر زندگی اش را در آسایشگاه سپری کرد".

ادعای مشابهی در کتاب "بازی جاویدان" نوشته David Shenkآورده شده بود که او 30 سال آخر زندگی اش را در آسایشگاه روانی گذراند. من از این دو ادعا و تشابهه میان آنها شگفت زده شدم.

ممکن است اشتباه کنم اما این تصور را داشتم زمانیکه روبینشتاین از حملات بیماری روانی رنج می­برده است، تماس منظم با شطرنج بازان در سال­های بعد از جنگ داشته.

 

ابتدا، یادآوری میشه که دوران حرفه ای آکیبا روبینشتاین در اوایل دهه 1930 به پایان رسید. در آن زمان شرایط فردی او بسیار سخت بود. متن زیر در صفحه 111 بی سی ام مارچ 1933پدیدار شد:

 

"استاد بزرگ" روبینشتاین در نیاز شدید

درخواستی ازWiener Schachzeitung بدست آمده که ما از انتشار آن در بی سی ام خوشحالیم. امیدواریم کوشش­های هم زمان ما برای کمک به استاد شطرنجی همچون ­روبینشتاین، حمایت شود. وی در چندین کنگره در انگلستان شرکت داشته و همیشه بخاطر شکسته نفسی و اضطراب اش در قبول قوانین و مقررات محبوب همه بود. وطن پرستی اش به بهترین روش در تورنمنت بین المللی در کشورش لهستان اغلب باعث ستایش وی میشد. ما 3 لیره استرلینگ از طرف مجله بریتانیایی شطرنج ارسال کردیم و امیدواریم آن تعداد از خواننده­ های ما که توانا هستند، چیزهای درخوری را به Wiener Schachzeitung در وین اتریش برسانند. خبری بدی از این قهرمان رسید که در بروکسل و در شرایط سخت معیشتی به همراه خانواده خود زندگی می­کند.

خود او علاقه نداشت که دیگران از این اوضاع باخبر شوند. دنیای شطرنج باید کاری کند که دوباره تراژدی دیگری مانند تاکاکس (از شطرنجبازان پیشین) تکرار نشود. نابغه­ای مانند روبینشتاین با بینش عمیقش به شطرنج نمی تواند لحظه ای از نیاز رهایی یابد.

 

 Wiener قدم مسلمی برای کمک به روبینشتاین برداشت. پروژه او انتشار مجموعه بازی های او به همراه یادداشت های شخصی اش بود. پیش پرداخت اشتراک برای این کتاب از طرف افراد مشتاق شطرنج باز در تمامی کشورها درخواست شد.

 

از کتاب Impact of Geniusصفحه 148:

باقیمانده عمرش، نزدیک به سه دهه، به طوری غم انگیزی مبهم است. وی در بلژیک ساکن شد و بعد از سال 1932 باهیچ کس بجز خانواده­اش صحبت نکرد. زمانی که همسرش فوت کرد، ارتباطاتش پراکنده­تر هم شد. حمام نرفت، موها و ریش­هایش را نزد. نازی ها در سال 1940 آمدند و از این یهودی مو پریشان پرسیدند که تمایل دارد برای رایش سوم کار کند، او در جواب گفت بله و این موضوع آنها را ترساند. حتی یک میمون اس.اس هم در حضور مردی الهی یا دیوانه به ترس و وحشت می­افتاد. او در وضعیت برزخی تا پایان عمرش در سال 1961 زندگی کرد.

به نظر می­رسد که فابر موضوع مربوط به روبینشتاین را شاخ و برگ داده باشد.

 

هانس کموخ در Chess Reviewبعد از عدم شرکت روبینشتاین در تورنمنت Bled, 1931 ، نوشت:

زمانی که او در اولین سفرش از آمستردام به بروکسل برای دعوت روبینشتاین به یک تورنمنت در هلند رفت، آخرین قرار ملاقات با استاد بصورت مختصر و کوتاه بود. همسر روبینشتاین از قبل اخطار داده بود که اگر بازدید کننده زود کارش را تمام نکند و محل را ترک نکند، احتمال دارد او حتی از پنجره محل را ترک کند! جنگ جهانی بعدی شروع شد و روبینشتاین گرچه در انتهای دیگر اروپا یعنی کشور بلژیک زندگی می­کرد، اما آنجا دوباره تحت اشغال آلمانها درآمد. او بطور معجزه آسایی، حتی بدون ذره ای تلاش نجات پیدا کرد. یکبار محققان نازی به این مکان آمدند و از او پرسیدند

تو اینجا خوشحالی؟

او در جواب گفت: نه اصلاً

و دوباره پرسیدند که ترجیح میدی بیای آلمان و برای ورماخت[2]کار کنی؟

که روبینشتاین گفت: باعث افتخارمه.

نازی­ها به این نتیجه رسیدندکه او واقعاً عقل اش را از دست داده است. وقتی همسرش از دنیا رفت او برای بار دومین بار مرد. هرگز خودش رو تمیز نکرد، موهایش را کوتاه نکرد، لباسش را عوض نکرد و کلامی حرف نزد. فقط بصورت یک مرده متحرک بود تا از دنیا رفت.

گزارش کموخ حاکی از این بود آخرین قرار شخصی­اش با او در سال 1936 بود ولی اصل جزئیات مربوط به باقی زندگی روبینشتاین را مشخص نکرد. با توجه به داستان دعوت او برای کار در آلمان، تعجب برانگیز است که آیا این موضوع در سال 1961 در مجله Chess Review برای اولین بار چاپ شده؟

 

برای مثال اسناد دیگری وجود دارد که به نایدورف در مصاحبه ای با ادواردو اسکالا ارجاع می دهد:

نایدورف بعد از این ادعا که او یک استثناء بود که اجازه حضور در خانه روبینشتاین را داشت، اظهار می کند: بعد از اینکه نازی ها به لهستان حمله کردند و روبینشتاین تمایل خود به کار در یک ارودگاه را بیان کرد، گشتاپو به نتیجه رسید که او مجنون است بنابراین به اردوگاه مرگ فرستاده نشد. حقیقت بر این است که روبینشتاین در جنگ جهانی دوم در بلژیک بوده نه در لهستان!

در کتابNajdorf x Najdorfنوشته لیانا نایدورف، میگوئل تائید میکند که روبینشتاین را در سال 1950 در بروکسل دیده است، او خودش را در یک اتاق زیر شیروانی حبس کرده بود و با کسی حرف نمیزد. در طول ملاقات با پسران روبینشتاین و مدیر موسسه نورولوژی، آنها داستان نایدورف در مورد گشتاپو را بیان کردند. نایدورف اضافه کرد که روبینشتاین موافقت کرد که دوبار با وی بازی کند و در سبکی فوق العاده بازی ها را ­برده. نایدورف از او می پرسد در اتاق زیر شیروانی­ اش چه میکند و و او در ادامه میگوید: من روی آخرین ایده ام کار می­کنم، دارم کتابی را آماده می­کنم که نشان می­دهد بهترین دفاع برای سیاه درگشایش های پیاده وزیر، تقارن است.

روایت نایدورف با بیان اینکه دو سال بعد از آن ملاقات وی فوت کرد؛ به پایان می­رسد. نظر به ملاقاتی که ظاهراً در سال 1950 اتفاق افتاده و مرگ آکیبا در آنتورپ،که در 15 مارچ 1961 رخ داده، صرفاً با یک مثال دیگر از انواع اختلافاتی که بدون هیچگونه گزارشی بوسیله نایدورف کامل شده، مواجهیم.

 

از دیگر سو در تفسیری در صفحه 122 از BCM 1940 ماه آوریل با اشاره به روبینشتاین ذکر می شود:

او در دوران بازنشستگی در بروکسل زندگی می­کند اما هنوز فعالانه علاقمند به تجزیه و تحلیل شطرنج است. بویژه با تحلیل واریانت:1.d4, d5 2.c4,c5

 

اطلاعات خاصی در مورد شرایط خانوادگی روبینشتاین بعد از جنگ جهانی دوم در نامه ­های از کیت آشکس در صفحه اول Chess Review مارچ 1948 آورده شده است:

درخواست کمک

آقایان؛ من از طرف آکیبا روبینشتاین می­نویسم. او و خانواده­اش به طور قهرمانانه­ای از اردوگاه کار نازی نجات یافتند. او بالغ بر 4 سال در آسایشگاه مخفی شده بود. از افراد سخاوتمند مبلغ 49500 فرانک بلژیک برای نگهداری وی درخواست شده است. او نه تنها فقیر است بلکه در ضعف سلامت هم بسر می برد. همسرش تنها تأمین­کننده اصلی خانواده در 15 سال اخیر نیز بسیار بیمار است. من مطمئنم این استاد برای شما کاملاً شناخته شده است.

 

پرستارش خانم رابین- زیمر بخاطر می آورد (از کتاب Russian Silhouettesژنا سوسونکو): وی بطور غیر معمولی آرام و خودکنترل بود. براحتی میشد از او مراقبت کرد. از لحاظ فیزیکی در آن سن و سال فوق العاده قوی و سالم بود. اما در زمانهایی عجیب و غریب رفتار میکرد. روزهای آخر برای قدم زدن کوتاه هم از اتاق بیرون نیامد. یا بعضی مواقع غروب نمیخواست که به رختخواب برود. روی صندلی اش در کنار تخت خوابش مینشست و عمیقاً فکر میکرد یا مهره های درون پاکت شطرنج را مرتب میکرد.

ما نمیدانیم جلسات آنها چگونه بود، وقتی که اوکِلی جوان برای دیدن استاد مشهور به کلینیک می رفت. او برای مدتی طولانی روبروی صفحه شطرنج می­نشست، با قراردادن مهره ­ها در موقعیت­های اصلی، گاهی اوقات c2-c4 می­کرد و مهره پیاده رو را بعد نیم ساعت عقب می­کشید و دوباره به صفحه شطرنج نگاه می­کرد. او چه رازی را در وضعیت اولیه تصور میکرده؟

خبرنگار ما ذکر می­کند که کتاب سوسونکو هیچ تاریخچه ای از کتابشناسی ندارد و منبعی برای اطلاعات بالا مشخص نکرده است.

 

Wladyslaw Litmanowiczشرحی از ملاقاتش با آکیبا در ژوئن 1957 در خانه سالمندان در بروکسل می­نویسد.

او بیان داشت که او دو سال قبل از مرگ همسرش به آسایشگاه وارد شده بود. در اتاق دو نفره زندگی می­کرده. گرچه با ملاقات غیرمنتظره سورپرایز شد، ولی وقتی دریافت که مهمانانش همچون نجیب زاده ها لباس­های شیکی به تن دارند، از ملاقات کنندگانش دعوت کرد که به هر زبانی که راحت هستند مانند: لهستانی، روسی، آلمانی و یا فرانسوی صحبت کنند!!

خبر فوت تاراتاکور، دوراس و رژینسکی را به وی دادند. از پیروزی اسمیسلوف بر بوتوینیک در قهرمانی جهان باخبر نبود و از بازی مقابل مهمانش سرباز زد. با این حال دو بازی دوراس را با علاقه بسیار تحلیل کرد.

 

درسال 1985 پسر کوچک استاد، سامی، جزئیات بیشتری را ارائه داد:

آکیباروبینشتاین در سال 1917 ازدواج کرد، همسرش "نی لو" دو فرزند پسر یوناس و سامی بدنیا آورد، او بصورت خصوصی در خانه­اش با یانوفسکی، نایدورف و اوکِلی بازی می­کرد. یانوفسکی ذکر می کند که در مقابل روبینشتاین در فوریه 1947 در بروکسل بازی کرده است.

مختصری از خاطرات سامی روبینشتاین به صورت زیرجمع­ بندی شده:

خانواده تا سال 1942 در کنار هم زندگی می­کردند (همسر آکیبا رستورانی در اوایل دهه 1930 تأسیس کرد) سامی در سال­های 1943 تا 1944 در دستان آلمانها اسیر شد. بعد از فوت همسرش، به افسردگی دچار شد و در موسسه بیماران روانی بمدت سه سال بستری بود. در خانه او تمایل داشت که در اتاقش تنها و بدون ارتباط باشد. سامی به این نتیجه میرسد که: "شطرنج برای او همه چیز بود و من اعتقاد ندارم که شطرنج برای پر کردن یک زندگی کافی باشد ... باید چیز های دیگری را هم انجام داد"

 

جزئیات بیشتر در کتاب "روبینشتاین - سالهای آخر" نوشته دونالدسون و مینف (سیاتل 1995) شامل اطلاعات زیر است:

-خانواده آنها در سال 1926 به آنتورپ نقل مکان کرد. آخرین خانه روبینشتاین در بروکسل بود. خانواده در سال 1931 بعد از اینکه آکیبا از بازی در تورنمنتها بازنشسته شد، به آنجا رفتند. خانواده روبینشتاین مستقیماً به آپارتمانی در بالای یک رستوران که توسط فردی به نام اوژنی اداره می شد، رفتند.

- شرایط روبینشتاین بدتر شد و مجبور شد در اوایل سال 1932 از بازی در تورنمنتها بازنشسته شود. آکیبا به آسایشگاه فرستاده شد و بعد از مدتی که در آنجا بود دوباره به جمع خانواده­اش بازگشت.

-دقیقاً اینکه چطور در جنگ جهانی دوم از مرگ نجات پیدا کرد؛ آنهم در زمانیکه نازی­ها سعی داشتند تمامی یهودی­ها را بکشند، به آسانی قابل شرح نیست.

-مطمئن نیستیم اما معتقدیم تا سال 1940 همه روبینشتاین ­ها شهروند بلژیک بودند. هنوز، نجات همه خانواده یک معجزه قلمداد می­شود. پسر کوچکتر، سامی، توسط آلمانها دستگیر شد و در سال­های 1943 و 1944 در زندان بسر برد، اما آزاد شد و در بروکسل تا امروز زندگی کرد(وی در سال 2002 از دنیا رفت) شرایط نسبتاً مطلوب در بلژیک و مخفی شدن روبینشتاین در یک آسایشگاه، بنظر می­رسد توضیحی باورکردنی برای نجاتش از داستانهای وحشیانه که گفته میشد، ­باشد.

-استاد بلژیکی پاول دیواس (1911-1981) کارآموز دیگر او بود. توسط یانوسکی و نایدورف ملاقات می شده و به احتمال زیاد به نظر می­رسد که ماکس اویوه هم با وی در ارتباط بوده!

-زمانیکه همسرش در سال 1954 فوت کرد به خانه سالمندان در آنتورپ رفت. این تاریخ توسط سامی گزارش شده. آکیبا همچنان به دنبال بازی بود و سامی به یاد می­آورد که او و یوناس پدرشان را ملاقات و سه نفری بازی­های باتوینیک - اسمیسلوف را تحلیل می­کردند.

 

آکیبا به دور از صفحه شطرنج چه کاری انجام میداد؟

یوناس به یاد می­آورد که پدرش علاقه زیادی به خواندن روزنامه ها به زبان های مختلف داشت. موضوع مورد علاقه­اش مطالب علمی بود. مردی جلوتر از زمان خودش بود، شنا می­کرد و حرکات ژیمناستیک به جهت حفظ تناسب خودش برای شطرنج انجام می­داد.

تبعیدها در ژوئن 1942 آغاز شد. یوناس مخفی شد. آکیبا به کلینیک روانپزشکی تیتکا برده شد، جائیکه بدور از انظار عمومی بود. اوژنی و سامی خوش شانس نبودند و مجبور به فرار از بروکسل شدند. یک روز گشتاپو حمله کرد و آن­ها در محل آوارگان، جاییکه اوژنی در آشپزخانه کار میکرد، پیدا کرد. اوژنی توانست فرار کند اما سامی جوان دستگیر شد و به Mechelen جاییکه در آنجا یکسال و نیم در جهنم سپری کرد، فرستاده شد. وقتی که بریتاتیایی­ها در سوم سپتامبر 1944 وارد کمپ شدند، سامی 16 ساله آزاد شد.

 

در صفحه سوم از این کتاب دونالدسون و مینف (با تخریب داستان پردازی کولتانوسکی) می نویسند:

داستان­های زیادی مربوط به روبینشتاین وجود دارند که تقریباً درست هستند. بعضی­هاشون خیلی زیاد شاخ و برگ داده شده ­اند که با آنچه که حقیقاً اتفاق افتاده شباهت کمی دارند. این مسلم است که خیلی از اتفاقات 30 سال آخر زندگی او مشخص نیست، اما واضح هست که بیشتر آن دوران را در خانه و نه در آسایشگاه یا موسسه روانی سپری کرده است.

 

 

 

و در انتها... مجموعه ای از چند بازی شاخص او:

روتلوی - روبینشتاین (Lodz 1907)

که به "جاودانه روبینشتاین" مشهور است. روبن فاین در موردش می گوید:"شطرنجی بهتر از این از انسان خاکی ممکن نیست"

شلشتر:"شاید باشکوهترین بازی تمام دورانها" و ...

کوهن-روبینشتاین (St. Petersburg 1909)

که لاسکر این بازی را "حمله با کمترین ابزار ممکن" نامیده (در قدیم نام گذاری برای بازی های نادر بیشتر مرسوم بود)

روبینشتاین- هرومادکا (Maehrisch-Ostrau 1923)

روبینشتاین - لاسکر (St. Petersburg 1909)

ماتیسن- روبینشتاین (Karlsbad 1929)

کموخ در کتاب تورنمنت کارلسباد 1929 می نویسد: "اگر او در عصر دیگری زندگی میکرد به جرم جادوگری اعدام میشد"

روبینشتاین- شلشتر (San Sebastian 1912)

کاپابلانکا آنرا چیزی شبیه "یک عمارت با شکوه" نامید

روبینشتاین- کاپابلانکا (San Sebastian 1911)

 


[1] آنگونه که کاسپاروف او را می داند

[2] ارتش آلمان نازی

بازدید کننده عزیز, شما هنوز به عضویت سایت در نیامده اید.
پیشنهاد می کنم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید.
اطلاعات


برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.
پیغام کوتاه  
 
eftekhari
eftekhari
امروز ، 23:23:19

نفرات برتر مسابقه هفتگی هیات شطرنج استان البرز - روز جمعه 4 دی : 1- هوتن اتحادی با 6 امتیاز 2- مهیار نجفیانپور با 5.5 امتیاز 3- حسین مریخ با 5.5 امتیاز 4- مهرداد صداقتی با 5 امتیاز Link smile
eftekhari

sinamohammadizadeh, سلام فقط به 6 نفر اول حکم اعطا می گردد.
sinamohammadizadeh

سلام میخواستم بپرسم در مسابقات رده سنی اون هایی که رتبه شون تک رقمی شده حکم تعلق میگیره؟
eftekhari

mohammadreza_kamandani, سلام - هیچ چیزی نیاز نیست پنجشنبه و جمعه ها است. فقط ورودیه دارد.
آیین نامه را بخوانید. Link
mohammadreza_kamandani

با سلام.برای مسابقات هفتگی در چه روزی باید مراجعه کنیم.چه مدرکی باید همراه داشته باشیم.ثبت نام اینترنتی از قبل نیاز است؟؟؟
eshghi

طبق تصویب کمیته مسابقات ورودیه بازیکنان رده های سنی زیر 16 سال در مسابقات هفتگی نیم بها محاسبه می گردد.
sabahi

نفرات برتر مسابقه هفتگی روز پنج شنبه 8 مرداد هیات شطرنج استان البرز : 1- مهیار نجفیان پور 2- بهروز رزاقی
sabahi

نفرات برتر مسابقات هفتگی، جمعه دوم مرداد 94 : نفر اول : بهروز رزاقی نفر دوم: جواد کابری
نفر سوم: حسین مریخ نفر چهارم: پویا محمدی
sabahi

نفرات برتر مسابقات هفتگی، پنج شنبه یکم مرداد 94 : نفر اول : جواد کابری نفر دوم: آرین نوری
eftekhari

first نفرات برتر مسابقه هفتگی روز جمعه 19 تیر هیات البرز : 1- مهرداد صداقتی با 6 امتیاز 2- حسین مریخ با 5 امتیاز 3- نادر محمودی با 5 امتیاز Link

بالا توقف پايين
تنها عضو سایت می تواند پیام ارسال نماید
تاریخ و نکات روز
جمعه, 28 تیر 1398

کد پیگیری فرم ارسالی
اعلانات
بانک ملت چهار راه گلزار
کد 88104
شماره حساب 11961811/55
شماره کارت : 
6104337874090275
شبا :
IR620120000000001196181155

فرم پرداخت وجه به حساب هیات

تصاویر بازیکنان برتر استان
نظرسنجی

نظرشما در مورد قالب و امکانات سایت؟